تبلیغات
هدیه من - مطالب ابر عامه
 
هدیه من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : هدیه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 1 دی 1388 :: نویسنده : هدیه

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی  گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که والله ، بالله من زنده ام ! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید ؟" 

 اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند ، بی توجه به حال و احوال او ، رو به مردم  کرده و می گویند:  پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌گوید ... مُرده !"

 مسافر حیرت زده حکایت را پرسید! گفتند : "این مرد فاسق ، تاجری ثروتمند و بدون وارث است . چند مدت پیش که به سفر رفته بود ، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که او ُمرده و قاضی نیز به مرگش گواهی داد . پس یکی   از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد . حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند . حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار  عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد . این است که به حکم قاضی به قبرستانش  می‌بریم ، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!"

کتاب کوچه /ب2/ص1463





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : دیوان بلخ، ملا، نادان، عامه، فاسق، دفن، میت، مرده، كتاب كوچه، كوچه،
لینک های مرتبط :