تبلیغات
هدیه من - مطالب فرهنگ و ادب
 
هدیه من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : هدیه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 25 آبان 1388 :: نویسنده : هدیه

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند. در حال مستاصل شد.... 

از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: " ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم."

 قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.  گفت: " ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم..."

  قدری پایین تر آمد. وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت: " ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟ آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم."

 وقتی كمی پایین تر آمد گفت: " بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد."

 وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: " مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یك غلطی كردیم غلط زیادی كه جریمه ندارد."

 «كتاب كوچه ، احمد شاملو»





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : شاملو، كشك، پشم، گوسفند، چوپان، امامزاده،
لینک های مرتبط :

شنبه 16 آبان 1388 :: نویسنده : هدیه

سالها پیش، یکی مرد دهاتی پسرش را پی تحصیل به یک حوزه ی علمیه فرستاد که با علم شود، عاقل و هشیار شود، مخزن اسرار شود، با همگان دوست شود، یار شود، همدل و غمخوار شود، خوب و بد زندگی و رسم ادب ورزی و اخلاص بیاموزد و فرزانگی و صدق و صفا پیشه نماید.

 

پس از چند صباحی پسرک، شیخ شد و  میوه ی بر شاخ شد و پخته شد و خام شد و باد شد و باده شد و جام شد و گِرد و گلندام شد و ثقة الاسلام شد و حجة الاسلام شد و  صاحب صد نام شد و پیش خودش، مرتبه اش تام شد و قبضه ای از ریش به خود نصب نمود و سرش عمامه ی پرپیچ نهاد و شنلی بر تنش انداخت و دمپایی نعلین به پا کرد و سپس عزم وطن کرد که ملای ده خویش شود، خمس و زکات از فقرا و ضعفا، جذب کند، جن و پری از دلشان دفع کند، همدم خانان شود و محرم جانان شود و بار دل مردم نادان شود و این شود و آن شود و با کلک و حیله گری، بر همگان برتری و سروری و سرتری و رهبری و مهتری و بهتری خویش مسلم بنماید.

 

باری، گویند که در روز نخستین که پسر وارد ده شد، در آن هلهله و ولوله و غلغله و شور و شررها که به پا بود، پدر جَست و دو تا مرغ که در خانه خود داشت به پای پسرک ذبح نمود و به زنش داد که آنرا بپزد تا که ز فرزندِ سرافراز و خوش آواز و پرآوازه، پذیرایی جانانه نماید.

 

پیش از آغاز غذا آن پسرک خواست که نزد پدر و مادر خود چشمه ای از قدرت علمیِ الهی و توانایی فکری که در او جمع شده بود هویدا بنماید. چنین بود که از آن پدر و مادر فرتوت بپرسید که در سفره ما چند عدد مرغ نهادید؟ بگفتند که البته دوتا مرغ. پسر جان! چه سوالی است؟ هرآنچیز عیان است چه حاجت به بیان است؟

 

پسر گفت  که ها! فرق نگاه کسی از اهل خردمندی و فرزانگی همچون من  و یک عده عوام همچو شماها به همین است که از منظر علمی، هرآیینه در این سفره سه تا مرغ سوخاری بنهادید ولی علم ندارید و سپس چند عدد سفسطه و مغلطه و شعبده بازی  کلامی و زبان بازی پی درپی و لفاظی پیچیده و بی پایه به هم بافت، و اینگونه نشان داد که از منظر تحقیقی و تعلیمی و علمی، در آن سفره سه تا مرغ مهیاست، و این از برکت های خردمندی و علم است.

 

پدر پیر کز آن سلسله الفاظ و عبارات پریشان شده بود، از سخن آخر فرزند خودش شاد شد و گردن پرموی و سِتبرِ پسرش را بنوازید و به او گفت که احسنت بر این حُسن و کرامات تو فرزند که با این سخنِ پر برکت ، مشکل تقسیم دوتا مرغ برای سه نفر یکسره حل گشت. پس این مرغ برای من و آن مرغ دگر نیز برای ننه ات. مرغ سوخاری شده ای نیز که با علم و کرامات تو اثبات بگردیده، خودت میل نما.

 

اینچنین بود که آن شیخ، ادب گشت و بدانست که مرغی که از آن علم و کرامات شود ساخته، جز ضعف دل و سوزش ماتحت، اثری هیچ ندارد.





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : مرغ سوخاری، مرد دهاتی، شیخ، تحصیل، حوزه علمیه، حجت الاسلام، خردمند،
لینک های مرتبط :

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای علی لهراسبی به نام دلنوازان. این آهنگ تیتراژ پایانی سریال دلنوازان بوده که هم اکنون از شبکه سوم سیما در حال پخش است. تنظیم کننده این اثر نیز بهروز صفاریان می باشد. هم اکنون میتوانید این آهنگ شنیدنی را با کیفیت اورجینال از دانلودها دریافت کنید.


توضیح : فایل زیپ شده است .
پسورد فایل : www.downloadha.com




نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، كلیپ، 
برچسب ها : آهنگ دلنوازان، دلنوازان، تیتراژ سریال، علی لهراسبی،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 28 مهر 1388 :: نویسنده : هدیه

شهرام ناظری در سال ۱۳۲۹ در کرمانشاه و در خانواده‌ای ادیب، فرهنگ دوست و اهل موسیقی متولد شد...

شهرام ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پی‌گیر و بی‌وقفه، آلبوم‌های چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، شعر و عرفان را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی، آلبوم سخن عشق باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد....



ادامه مطلب


نوع مطلب : خواندنیها و دانستنیها، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : شهرام ناظری،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 2 )    1   2