هدیه من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : هدیه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 19 خرداد 1393 :: نویسنده : هدیه

پورنوگرافی با اندازه مغز چه ارتباطی دارد؟

سن قرار گرفتن در معرض پورنوگرافی به قبل از سن مدرسه رسیده است

پژوهشگران آلمانی به تازگی دریافته‌اند که تماشای پورنوگرافی با کوچک شدن قشر خاکستری مغز و تضعیف برخی ارتباطات مغزی همراه است.

یکی از فرضیه‌هایی که موسسه تکامل انسانی مکس پلانک و دانشکده روانپزشکی شریته آلمان به طور مشترک مطرح کردند، به آسیب بخش خاکستری مغز در اثر تماشای پورنوگرافی اشاره دارد؛ چون مغز مردانی که بیشتر پورن می‌بینند، کاملا متفاوت با مغز معمولی است.

در این پژوهش ام‌آر‌آی (MRI) مغز مردان ۲۱ تا ۴۵ ساله که گفته بودند در هفته بطور متوسط بیش از چهار ساعت پورن تماشا می‌کنند، مورد مطالعه قرار گرفت؛ نتیجه اینکه مغز کسانی که بیشتر در معرض پورنوگرافی قرار می‌گرفتند، در مناطقی که "انگیزه" و سیستم پاداش را در کنترل دارد کوچکتر بود.

هیچکدام ار افرادی که در این مطالعه شرکت داشتند اعتیاد به پورنوگرافی یا اعتیاد به سـکــس را گزارش نکرده‌ بودند.

سیستم پاداش (ریوارد سیستم) سیستم پیام رسانی ویژه مغز همه پستانداران است که بدن را از برطرف شدن نیازهایش آگاه می‌کند.

به این ترتیب که پس از برطرف شدن گرسنگی، برآورده شدن میل جنسی، گوش کردن به موسیقی و بسیاری از نیازهای دیگر مغز با ترشح هورمونی در فرد احساس لذت ایجاد می‌کند.

دکتر سیمونه کیون، مدیر این گروه تحقیقاتی می‌گوید: "نتایج این تحقیق می‌تواند بیانگر این باشد که مصرف مرتب پورنوگرافی سیستم پاداش مغز را تنبل می‌کند."



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب علمی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : مغز، پژوهش، پورن، Pornography،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 6 خرداد 1393 :: نویسنده : هدیه
مبعث پیامبر بزرگوار اسلام(ص) بر کلیه مسلمانان بخصوص هم میهنان گرامی، مبارک باد


ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

مبعث رسول اکرم (ص) گرامی باد

بانگ تکبیر ز امواج فضا می آید
گوش باشید که آوای خدا می آید

پیک وحی است که در غار حرا می آید
به محمد ز خداوند ندا می آید

ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید
گوش های شنوا حکم خدا را شنوید

***
عید مبعث بر مسلمین جهان مبارک







نوع مطلب : عكس ، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : مبعث، پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، پیغمبر، عید،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1 خرداد 1393 :: نویسنده : هدیه

                                          دوستی با جنس مخالف،آری یا خیر؟

Loving Relation

علاقه و نیاز به ارتباط با جنس مخالف در نهاد هر بشری وجود دارد و همین عامل هم هست که موجب می‌شود افراد به تشکیل زندگی و ازدواج تمایل نشان دهند.در واقع زن و مرد یا دختر و پسر چون در مجاورت و ارتباط با یکدیگر به هیجانات جنسی و عاطفی بالایی می‌رسند و این حس ویژه را هرگز در ارتباط با همجنس خود تجربه نمی‌کنند، دوست دارند که با جنس مخالف ارتباط برقرار کنند.

برای اعتدال این نیازها و هیجانات، ازدواج بهترین و عاقلانه‌ترین راهکار است، اما نکته قابل توجه آن که اگر این علاقه درونی به جنس مخالف و نیاز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهای اجتماعی و دینی خارج شود و به سوی روابط بی‌ضابطه کشیده شود، می‌تواند به دوستی‌های دو جنس منجر شود.

تحقیقات نشان داده است یکی از انگیزه‌های دوستی با جنس مخالف این است که جنس مذکر، داشتن دوست مونث را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می‌کند و جنس مونث نیز داشتن یک دوست مذکر را یک جاذبه فردی به حساب می‌آورد.

اما پرسش اینجاست آیا امکان دارد که یک زن و مرد یا یک دختر و پسر بدون برقراری هیچ‌گونه رابطه جنسی و رمانتیکی، فقط با هم دوست باشند؟ این که اغلب آقایان بروز گرایش‌های جنسی و احساسی را در دوستی‌های به اصطلاح پاک، غیرعادی می‌دانند و آن را به کلی رد می‌کنند و خانم‌هایی هم که طرفدار این نوع روابط هستند، بیان می‌کنند ما با آقایان خیلی راحت‌تر از خانم‌ها می‌توانیم ارتباط برقرار کنیم و اوقات خوشی را با آنها در محل کار یا بیرون سپری نماییم و هیچ‌گاه هم کار به جاهای باریک کشیده نخواهد شد، تا چه میزان واقعیت دارد؟ آیا این دوستی‌ها می‌تواند در یک نقطه و قبل از رسیدن به خط قرمز متوقف شود؟ یا آن که ممکن است تا مرزهای پیش‌بینی نشده و حتی ناشناخته‌ای پیش رود که طرفین انتظار وقوع آن را ندارند؟

در جامعه امروز ما افرادی هستند، چه در بین مجردها و چه در بین متاهلان با صراحت تمام اظهار می‌کنند که می‌توانند با جنس مخالف یک رابطه دوستانه، صمیمانه و نزدیک اما پاک برقرار کنند. منظور از دوستی‌های پاکی که این روزها از زبان افراد شنیده می‌شود، چیست؟

برای رسیدن به پاسخ پرسش‌هایمان با دکتر نصیر عابدینی، روان‌شناس گفت‌وگویی داشته باشیم که در ادامه مطلب می خوانید.



ادامه مطلب ...


نوع مطلب : خواندنیها و دانستنیها، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : رابطه دختر و پسر، زن و مرد، زنان ونوسی، مردان مریخی، تمایلات جنسی، عاطفی، دوستی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 25 دی 1392 :: نویسنده : هدیه
سلنا مری گومز (زاده ۲۲ ژوئیه ۱۹۹۲) بازیگر و خواننده اهل آمریکا است.سلنا گومز در گرند پریری تگزاس به دنیا آمد. مادر گومز، آماندا داون “مندی” تیفی (به انگلیسی: Amanda Dawn “Mandy” Teefey) (که دارای سابقهٔ بازیگری نیز بوده) وی را در سن ۱۶ سالگی به دنیا آورد.

مادر سلنا که فرزندخواندهٔ خانواده‌ای بود، اصلیتی ایتالیایی و پدر او اصلیتی مکزیکی دارد. وقتی که سلنا ۵ ساله بود، مادر و پدرش از هم جدا شدند و او در کنار مادرش بزرگ شد. در سال ۲۰۰۶، مندی (مادر سلنا) برای دومین بار با شخصی به نام برایان تیفی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج تولد خواهر ناتنی سلنا، گرسی الیوت  در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۳ بود.






سلنا گومز عضو اصلی گروه سلنا گومز و صحنه است و تا به امروز همراه با گروهش سه آلبوم استودیویی با نام‌های ببوس و بگو، سالی بی باران و وقتی خورشید غروب می‌کند را منتشر کرده است. سلنا گومز در ژانویهٔ سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که از گروه خود (برای مدتی) جدا خواهد شد و می‌خواهد بر بازیگری‌اش تمرکز داشته باشد. او موسیقی متن فیلم‌های جادوگران در محلهٔ لرزان، تینکر بل، داستان سیندرلای دیگر و بلرزانش را خوانده است.
سلنا گومز در سال ۲۰۰۸ سفیر سازمان یونیسف شد. او در تاریخ هفتم آوریل سال ۲۰۱۳ ترانه‌ای با نام بیا و آن را بگیر، جدا از گروه موسیقی “سلنا گومز و صحنه” خوانده است. این اولین بار بود که آهنگی از او جزو ۱۰ آهنگ برتر ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد قرار داشت و توسط انجمن صنعت ضبط موسیقی ایالات متحده آمریکا گواهینامهٔ طلا گرفت. دومین تک آهنگ او با نام کاهش سرعت در ماه ژوئن سال ۲۰۱۳ منتشر شد. همچنین آلبوم خود با نام رقص ستاره‌ها را در سال ۲۰۱۳ منتشر کرد.




 فعالیت اقتصادی سلنا گومز

در اکتبر ۲۰۰۹ سلنا گومز اعلام کرد که قصد راه اندازی خط تولید لباس خود به نام “خیالپردازی با صدای بلند توسط سلنا گومز” را دارد. این خط تولید در پاییز سال ۲۰۱۰ راه اندازی شد. این مجموعه شامل لباس های بوهمی، تاپ های گلدار، لباس های جین، کت و دامن و شال و کلاه بود که تمام لباس ها از مواد بازیافتی و یا سازگار با محیط زیست بودند.
سلنا گومز گفت که این خط تولید برگرفته از سبک شخصی خودش است و لباس ها را “زیبا، زنانه” توصیف کرد. وی بعد ها گفت: “با خط تولیدم، واقعاً می خواهم گزینه هایی به مشتریانم بدم که چگونه می توانند سبک مورد علاقه‌شان رو با یکدیگر به اشتراک بگذارند. من می خواهم تا لباس ها راحت باشند و اینکه سازگار با محیط زیست و آلی هستند، برای من فوق العاده مهم است.همچنین بر روی تمامی برچسب لباس ها، نقل قول هایی که برای من خیلی الهام بخش هستند، وجود دارد و من فقط به دنبال رساندن یک پیام خوب به دیگران هستم.

سلنا گومز
آلبوم های سلنا گومز ۲۰۰۹ …… ببوس و بگو  (همراه با گروه ) ۲۰۱۰…… سالی بی باران (همراه با گروه) ۲۰۱۱……  وقتی خورشید غروب می‌کند (همراه با گروه) ۲۰۱۳…… رقص ستاره‌ها (بدون همکاری با گروه)




عکسهایی از سلنا گومز درادامه مطلب


نوع مطلب : عكس ، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : selena gomez، بازیگر، خواننده، سلنا گومز، عکس، بیوگرافی،
لینک های مرتبط :

عکس های جدید سحر قریشی و دیگر بازیگران فیلم سینمای آنچه مردان درباره زنان نمی دانند که در این فیلم سحر قریشی نقش یک دختر را دارد که ازدواج موقت داشته و باردار شده است.

داستان این فیلم درباره ازدواج موقت است.
در این فیلم محمدرضا شریفی نیا، فاطمه گودرزی، سحر قریشی، ارسلان قاسمی و… به ایفای نقش خواهند پرداخت.

فیلم سینمایی «آنچه مردان درباره زنان نمی دانند» به کارگردانی قربان محمدپور است، که پیش از این دو فیلم «زبان مادری» و «دل بی قرار» را در کارنامه خود ثبت کرده است و فیلمنامه نیز توسط وی نوشته شده است.

 

fa9-480 fa9-481 fa9-482 fa9-483 fa9-484

منبع



نوع مطلب : عكس ، خواندنیها و دانستنیها، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : سحر قریشی، آنچه مردان درباره زنان نمی دانند، فیلم سینمایی، قربان محمدپور، محمدرضا شریفی نیا، ازدواج موقت،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 آذر 1389 :: نویسنده : هدیه
یک روز زن و شوهری در ساحل مشغول توپ بازی بودند که زن ضربه ای محکم به توپ میزنه و توپ مستقیم میره به سمت شیشه های خونه ای که در اون نزدیکی بوده و ...تَََق ! شیشه میشکنه.
مرد عصبانی نگاهی به زن میکنه و میگه ببین چکارکردی؟ حالا باید هم معذرت خواهی کنیم هم خسارتشون رو جبران کنیم.
دو تایی راه می افتن طرف خونه. به نظر نمی آمده که کسی توی خونه باشه. یک کم بیرون خونه رو انداز ورانداز میکنن و بعد مرد در میزنه! یک صدایی میگه بیان تو ! اول زن و بعد شوهرش وارد میشن. و مردی رو میبینند که با شورت روی زمین نشسته.
شوهر توضیح میده که همسر من اشتباها توپ رو به این سمت انداخت. ما آمدیم که عذر خواهی کنیم و خسارتتون رو پرداخت کنیم. مرد لخت سری تکون میده و میگه عیبی نداره. من غول چراغ جادو هستیم و وقتی شیشه شکست، توپ به شیشه ای که من توش حبس بودم خورد و اون رو شکست و من آزاد شدم. من میتونم 3 تا آرزو رو بر آورده کنم.
پس هر کدومتون یک آرزو بکنین و آرزوی سوم هم سهم خودم. اول به شوهر می گه که آرزو کنه. مردکمی فکر میکنه و میگه من میخوام تا پایان عمر ماهی 1.5 ملیون دلار حقوق بگیرم. غول میگه برای محبتی که در حق من کردی کمه. تو از الان تا آخر عمرت یک کار شاد و دوست داشتنی با بهترین بیمه و مزایا و در بهترین دفتر ها با حقوق حداقل ماهی 1.5 ملیون دلار خواهی داشت. 
بعد به زن میگه تو چی میخوای؟ زن میگه من میخوام که در تمام کشورهای دیدنی دنیا یک خونه برای خودم داشته باشم. غول میگه: این برای محبتی که تو در حق من کردی کمه. تو از الان در تمام کشورهای توریستی و زیبای دنیا ویلایی بزرگ با بهترین امکانات تفریحی و خدمه آموزش دیده خواهی داشت.
و بعد نفس عمیقی میکشه و میگه حالا نوبت منه. و رو به مرد میگه: من آرزو دارم امروز بعد از ظهر رو با همسر تو بگذرونم. 
زن و شوهر به هم نگاه میکنند. زن زیر چشمی نگاهی به هیکل سوخته و ورزیده غول میکنه و خوشحال میشه. اما با بی تفاوتی به شوهرش میگه من برام مهم نیست. هرچی تو بگی. میدونی که فقط توو بغل تو به من خوش میگذره.
مرد هم از ترس اینکه نکنه اون همه امکانات و پول از دستش بره، با اینکه قلبا راضی نبوده، میگه عزیزم من به تو اطمینان دارم. و بعد آروم تر میگه فقط نگذار خیلی بهش خوش بگذره. 
بالاخره زن و غول به طبقه بالا میرن. ... بعد از 3 ساعت نان استاپ س.ک.س . و در حالیکه هر دو خسته بودند، غول از زن میپرسه از خودت و شوهرت بگو.
زن میگه که شوهرم مدیر تجاری یک شرکت و من هم حسابدار یک فروشگاه بزرگ هستم.
غول میپرسه درس هم خوندین؟
زن با افتخار میگه بله. هر دوی ما در رشتمون مدرک مستر داریم 
غول میپرسه چند سالتونه؟
زن میگه هردوی ما 35 ساله هستیم.
غول با تعجب میگه: هر دوتون 35 ساله اید. مستر دارین و اونوقت باور میکنین که غول چراغ جادو وجودداره ؟ متاسفم براتون
منبع




نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : جادو، قول، غول، آرزو،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 آبان 1389 :: نویسنده : هدیه

موضوع انشاء:  علم بهتر است یا ثروت



به نام خدا

البته بر همگام واضح و مبرهن می‌باشد كه علم بهتر است از ثروت. چون چرا كه هركس علم داشته باشد، وضعش خوب می‌شود. بابای بنده همین پریشب كه من و غلام ‌داداش هفتمی‌ام دعوایمان شد، از بابت اینكه وقتی من رفته بودم وسط غذا مستراح، غلام گوشت كوبیده مرا خورد و من هم با زانو زدم توی كمرش كه گفت: «آخ» و با سر رفت توی كاسه. بابایم وقتی داشت با كمربند همه ما حتی مامانم را كتك می‌زد، وسطش خودش را هم با كمربند می‌زد و می‌گفت: «خاك بر سر من كه شماها را درست كردم. اگر سواد داشتم كه شماها را درست نمی‌كردم.» معلوم بود كه بابایم خیلی عصبانی است چون حرف‌های اشتباهی می‌زد. بابای ما اگر بلد بود ما را درست كند،‌ این غلام كره‌خر را درست می‌كرد كه وقتی من می‌روم مستراح گوشت كوبیده‌ام را نخورد. به هر حال علم بهتر است از ثروت. البته ما هم به زودی وضع‌مان خوب می‌شود چون بابایم می‌گفت داداش هشتمی‌تان كه به دنیا بیاید، دولت بهمان پول می‌دهد. من می‌خواهم به بابایم بگویم با آن پول برود مدرسه علم یاد بگیرد تا ما را درست درست كند كه غلام كره‌خر وقتی من می‌روم مستراح، گوشت كوبیده‌ام را كوفت نكند. این بود انشای من.

كرمعلی كرامت كلخورانی






نوع مطلب : سرگرمی و طنز، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : علم، ثروت، انشا، كرمعلی،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 آبان 1389 :: نویسنده : هدیه

مردمان چهار قسمند : بخشنده ، جوانمرد ، بخیل ، فرومایه .

 

بخشنده آن است که بخودر و بخوراند .

جوانمرد آن است که نخورد و بخوراند.

بخیل آن است که بخورد و نخوراند .

و فرومایه آن است که نه بخورد و نه بخوراند

 

رسول اکرم (ص)

 

----**----**----**----

 

به هر کس نیازمند شوی .

بنده او خواهی شد .

از هر کس بی نیاز گردی

همانند او خواهی بود .

به هر  کس انعام دهی .

فرمانروای او خواهی شد .

 

امام علی (ع)

----**----**----**----

عید سعید قربان بر شما مبارك باد





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، خواندنیها و دانستنیها، 
برچسب ها : عید، قربان، پیامبر اكرم، حضرت علی (ع)، رسول اكرم (ص)، حدیث، بخشنده، مردم،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 24 آبان 1389 :: نویسنده : هدیه

   مرد جوانی با وجود داشتن دانش فراوان ، شغلی نمی یافت . بنابر این روزی تصمیم گرفت پر ارزش ترین دارایی خود ، یعنی هوش و استعدادش را در بازار عرضه کند . مغاره ای در بازار باز کرد که روی در ورودی آن با حروف بزرگ نوشته شده بود : عقل فروشی .

اولین مشتری عقل ، پسر ثروتمندترین تاجر بازار بود . از او پرسید که چه نوع عقلی در این مغازه عرضه می شود و قیمت آن چقدر است ؟ مرد دانشمند جواب داد: بازدهی هر چیز ، تعیین کننده قیمت آن است . بستگی به تو دارد که چقدر پول بپردازی زیرا من به همان مقدار عقل به تو خواهم داد.

مشتری گفت: خوب ، به اندازه یک دینار عقل به من بده .

مرد  دانشمند جواب داد: با یک دینار می توانی صد هزار دینار پس انداز کنی . پسر تاجر پول را به او داد . مرد دانشمند ، نصیحتی زیرکانه روی کاغذی برای اونوشت : قرار گرفتن میان دو فرد با نفوذ که با هم درگیری دارند ، کاری احمقانه است .

ثروتمند ترین تاجر بازار ، مردی بسیار خسیس بود و درنتیجه مال و مکنت زیادی جمع کرده بود .بنابر این وقتی پسرش تکه کاغذ را به اونشان داد و گفت یک دینار برای آن پرداخت کرده است ، بسیار خشمگین شد. بلافاصله به مغازه مرد دانشمند رفت و دینار خود را پس خواست مرد دانشمند پول را پس داد ، اما از او قول گرفت پسرش هرگز از این نصیحت زیرکانه در زندگی خود استفاده نکند .

چند روز بعد دو ندیمه زنان اصلی خلیفه در مقابل یک مغازه جواهر فروشی با هم مشاجره می کردند که خانم کدام یک از آنان لایق دستبند فوق العاده ای است که در ویترین جواهر فروشی می درخشد یکی ادعا می کرد : من دستبند را اول دیدم ، بنابر این حق خانم من است وندیمه دیگر می گفت : نه دستبند به خانم من می رسد زیرا او همسر اول خلیفه است . به این ترتیب مشاجره ادامه یافت و آن دو به توافق نرسیدند . پسر تاجر در آن نزدیکی بود . آ ن دو زن وی را مخاطب قرار دادند و فریاد زدند : تو شاهد جریانی هستی که در اینجا اتفاق افتاد و باید در مقابل دادگاه خلیفه شهادت بدهی پسر تاجر بسیار متعجب شد

داستان را برای پدر خود تعریف کرد هر دو می دانستند که این ماجرا پایان خوشی ندارد به این دلیل با شتاب نزد فروشنده عقل رفتند و از شدت آشفتگی از وی درخواست مشورت کردند . مرد دانشمند پس از دریافت پنج هزار دینار به آنان گفت که اگر پسر تاجر می خواهد از این مخمصه جان سالم به در ببرد باید در دادگاه نقش دیوانه ها را بازی کند.پسر تاجر همان کار را انجام داد و از آنجا که نتوانست در روشن کردن موضوع کمکی بکند ، خلیفه دستور داد که دو ندیمه نزاع طلب را تنبیه کنند ، زیرا تشخیص نداد که کدام یک منازعه را آغاز کرده است .

همسر دوم خلیفه که زنی بسیار حسود بود ، با رای خلیفه موافق نبود بنابر این ادعا کرد که پسر تاجر فقط برای اینکه موضع خاصی نگیرد . این نقش را بازی کرده است . وقتی پسر تاجر متوجه خصومت همسر خلیفه با خود شد . مجدداً با عجله نزد مرد دانشمند رفت تا راهی برای رهایی از این وضعیت بحرانی بیابد . مرد دانشمند گفت که این مرتبه بهای مشاوره ده هزار دینار خواهد بود و پسر تاجر بلافاصله پول را پرداخت کرد مرد دانشمند به او توصیه کرد : به مغازه جواهر فروشی برو و دستبند مورد نظر را بخر و آن را به همسر دوم خلیفه هدیه کن این کار نه تنها آن خانم را شاد خواهد کرد بلکه نستب به تو هم خوش بین خواهد شد و در پایان به نفع تو خواهد بود .

تاجر خسیس نزد جواهر فروش رفت و دستبند گرانبها را به قیمت صد هزار دینار خرید در واقع او مجموعاً پول بسیار بیشتری برای رهایی پسر خود از آن مخمصه پرداخت کرد زیرا نصیحت یک دیناری را رد کرده بود شرح این اتفاق دهان به دهان گشت و افرادی که به دنبال توصیه و مشورت بودند به مغازه کوچکی هجوم بردند که در آن عقل به فروش می رسید .





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 24 آبان 1389 :: نویسنده : هدیه

در روزگار دور ، پیر مرد با تنها پسرش می زیست . یک روز پسرک به دلیل کارهای ناشایست خود مورد خشم پدر قرار گرفت و پدر فریاد زد : (( پسرم تو آدم نمی شوی ! )) 

پسرک به قهر از خانه رفت و پدر را تنها گذاشت !

سال ها گذشت ...

پسرک که اینک مرد جوانی شده و به حاکمیت شهری منصوب شده بود ، یک روز عده ای از سربازانش را فرستاد تا پدرش را بیاورند . پدر به درگاه پسر وارد شد و پسر با تمسخر گفت :

(( پیر مرد به یاد داری که به من گفتی آدم نمی شوی ! حالا نگاه کن !))

پیر مرد که به دلیل کهولت سن به سختی می توانست ببیند کمی به صورت حاکم نگاه کرد و پسرش را شناخت و بی درنگ گفت :

(( آری پسرم به یاد دارم ، ولی من نگفتم که حاکم نمی شوی گفتم که آدم نمی شوی !))

در مثل فارسی آمده است که ملا  و " دانا"  شدن چقدر آسان است  وآدم  شدن چقدر مشکل.   



نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : پیرمرد، ملا، آدم، حاكم،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 1 دی 1388 :: نویسنده : هدیه

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی  گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که والله ، بالله من زنده ام ! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید ؟" 

 اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند ، بی توجه به حال و احوال او ، رو به مردم  کرده و می گویند:  پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌گوید ... مُرده !"

 مسافر حیرت زده حکایت را پرسید! گفتند : "این مرد فاسق ، تاجری ثروتمند و بدون وارث است . چند مدت پیش که به سفر رفته بود ، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که او ُمرده و قاضی نیز به مرگش گواهی داد . پس یکی   از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد . حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند . حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار  عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد . این است که به حکم قاضی به قبرستانش  می‌بریم ، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!"

کتاب کوچه /ب2/ص1463





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : دیوان بلخ، ملا، نادان، عامه، فاسق، دفن، میت، مرده، كتاب كوچه، كوچه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 29 آذر 1388 :: نویسنده : هدیه

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی   

  هر لحظه به دام دگری پا بستی

گفت شیخا ، هر آنچه گویی هستم     

  آیا تو چنانكه می نمایی، هستی ؟

 

 





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : خیام، فاحشه، شیخ، رباعی،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 12 آذر 1388 :: نویسنده : هدیه

عید غدیر بر شیعیان علی (ع) مبارك باد

بر امر خداوندگار بصیر                                        علی بر همه مؤمنان شد امیر 

   امیری سرافراز و فرخ تبار                                  امیری امین و خبیر و مدیر

   امیری که شاهان همه بنده‌اش                         امیری که بد مصطفی را وزیر

   امیری که کوهی است خاک رهش                    نه کوهی که عالم ز خرد و کبیر

   چو نوشید از بادة مهر شاه                                برآورد چون عندلیبی صفیر

   بشارت همی داد بر دوستان                              به آواز خوش نغمه دلپذیر

   مبارک بگوئید یاران به هم                                   لیالی و ایام عید غدیر





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : غدیر، امام علی (ع)، شیعه،
لینک های مرتبط :

 «آبراهام لینکلن» در سال 1846 به کنگره راه یافت و «جان اف کندی» در سال 1946

«لینکلن» در سال 1860 به ریاست‌جمهوری انتخاب شد و «کندی» در سال 1960 

 هر دو جانشینی به نام «جانسون» داشتند: «اندرو جانسون» که جانشین «لینکلن» شد، در سال 1808 به دنیا آمده بود و «لیندون جانسون» که برجای «کندی» نشست، در سال 1908 

هر دو رئیس‌جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند 

هر دو رئیس‌جمهور در یک روز جمعه کشته شدند و هردو به ضرب گلوله‌ای که به سرشان اصابت کرد 

منشی «لینکلن»، «کندی» نام داشت و منشی «کندی»، «لینکلن» 

هر دو رئیس‌جمهور به‌خصوص بر حقوق مدنی تاکید داشته‌اند 

هر دو به دست فردی از اهالی جنوب آمریکا کشته شدند 

«جان ویلکس بوث» که «لینکلن» را به قتل رساند، متولد سال 1839 بود و «لی‌هاروی اوسوالد» که به زندگی «کندی» پایان داد، متولد 1939 

هر دو قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر دو اسم از 15 حرف تشکیل شده بود و هر دو پیش از آغاز محاکمه‌شان به قتل رسیدند 

«لینکلن» در تئاتری به نام «فورد» به قتل رسید و «کندی» در اتومبیلی به‌نام «لینکلن»، ساخته شده در کارخانه «فورد» 

 «لینکلن» در یک تئاتر کشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد. «کندی» از انباری هدف قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد 

«لینکلن» یک هفته پیش از مرگ خود در شهر «مونرو» در «مریلند» به سر می‌برد و «کندی» اوقات خود را با هنرپیشه‌ای به نام «مریلین مونرو» می‌گذراند.

 





نوع مطلب : خواندنیها و دانستنیها، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : لینكلن، رییس جمهور، آمریكا، كندی، مریلین مونرو،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 1 آذر 1388 :: نویسنده : هدیه

 

آورده اند  مردی بود که پیوسته تحقیق ِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت، هیچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و كتاب " حیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.

مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت: حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زنان در حد حصر نیاید . پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته یِ او شد. در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..

زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت: تدبیر چیست؟ گفت: برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوی.

گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد. و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی!

 زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت: اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی ...

 مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش . * مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :

 " لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."

پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟

گفت: توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت ِ شما زیادت از آن باشد که در حد تحریر در آید.





نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : حیله، مكر، زن، عشق، توبه،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو