تبلیغات
هدیه من - مطالب آذر 1389
 
هدیه من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : هدیه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 13 آذر 1389 :: نویسنده : هدیه
خودرو مخصوص خانمها ساخت شرکت ولوو

این خودرو با هدف جلب رضایت خانوم ها و سازگار بودن با نوع رانندگی و برآورده کردن خواسته های آنها و توسط خود خانوم ها طراحی شده.
گروه اینترنتی ایــــران
 سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران
 سان | www.Fun-Groups.Com

و اما برخی از ویژگیهای این خودر:
1) هیچ راهی برای دسترسی راننده(خانوم ها) به موتور و قسمتهای حساس وجود نداره یعنی کاپوت ماشین باز نمیشه. علتش اینه که این ماشین فقط در هر 50000 کیلومتر نیاز به تعویض روغن داره و در صورت نیاز به هر نوع سرویس خودش توسط فرستنده بیسیم به نزدیکترین تعمیرگاه مجاز خبر میده
2) با لاستیک پنچر قادر به ادامه حرکت هست یعنی راننده نیازی به توقف و تعویض لاستیک نداره
3) راننده فقط میتونه به ماشین بنزین بزنه یا آب شیشه شور رو پر کنه - ضمنا در باک و مخزن شیشه شور طراحی خاصی داره که با بیرون کشیدن سرشلینگی خودبخود بسته میشه
4) قبل از اینکه راننده بخواد پارک کنه سیستم هوشمند تشخیص میده آیا اصلا جای کافی برای پارک هست یا نه و در صورت وجود به راننده برای پارک کمک میکنه
5) چون خانوم ها معمولا اونقدر خرید میکنن که دستهاشون کاملا پره و برای بازکردن در بخصوص در مواقع بارندگی دچار مشکل میشن سیستم درها طوری طراحی شده که با رسیدن راننده کنار ماشین خودبخود نزدیکترین در باز میشه
6) کاپوت جلو و گلگیرها و قوس سقف طوری طراحی شده که راننده بتونه جلو و عقب واقعی رو درک کنه
7) پدالها در صورت تصادف جمع میشن تا صدمه ای به پای راننده وارد نشه
8) فرمان و صندلی و پدالها و پنل جلو با راننده بصورت خودکار تطبیق داده میشه
9) چون خانوم ها مرتبا تمایل به تغییر دکوراسیون و مبلمان خونه دارن برای راحتی کارشون روکش صندلیها و کلا تودوزی براحتی قابل تعویض هست

گروه اینترنتی ایــــران
 سان | www.Fun-Groups.Com
گروه اینترنتی ایــــران
 سان | www.Fun-Groups.Com

 
 





نوع مطلب : عكس ، خواندنیها و دانستنیها، مطالب علمی، 
برچسب ها : Volvo، ماشین، خودرو،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 11 آذر 1389 :: نویسنده : هدیه
تعدادى پیرزن با اتوبوس عازم تورى تفریحى بودند. پس از مدتى یکى از پیرزنان به پشت راننده زد و یک مشت بادام به او تعارف کرد.
راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقیقه بعد دوباره پیرزن با یک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد. راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد.این کار دوبار دیگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پیرزن باز با یک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسید چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خورید؟ پیرزن گفت چون ما دندان نداریم. راننده که خیلى کنجکاو شده بود پرسید پس چرا آن‌ها را خریده‌اید؟ پیرزن گفت ما شکلات روى بادام‌ها را خیلى دوست داریم!




نوع مطلب : سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : پیرزن، راننده،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 10 آذر 1389 :: نویسنده : هدیه
یک روز زن و شوهری در ساحل مشغول توپ بازی بودند که زن ضربه ای محکم به توپ میزنه و توپ مستقیم میره به سمت شیشه های خونه ای که در اون نزدیکی بوده و ...تَََق ! شیشه میشکنه.
مرد عصبانی نگاهی به زن میکنه و میگه ببین چکارکردی؟ حالا باید هم معذرت خواهی کنیم هم خسارتشون رو جبران کنیم.
دو تایی راه می افتن طرف خونه. به نظر نمی آمده که کسی توی خونه باشه. یک کم بیرون خونه رو انداز ورانداز میکنن و بعد مرد در میزنه! یک صدایی میگه بیان تو ! اول زن و بعد شوهرش وارد میشن. و مردی رو میبینند که با شورت روی زمین نشسته.
شوهر توضیح میده که همسر من اشتباها توپ رو به این سمت انداخت. ما آمدیم که عذر خواهی کنیم و خسارتتون رو پرداخت کنیم. مرد لخت سری تکون میده و میگه عیبی نداره. من غول چراغ جادو هستیم و وقتی شیشه شکست، توپ به شیشه ای که من توش حبس بودم خورد و اون رو شکست و من آزاد شدم. من میتونم 3 تا آرزو رو بر آورده کنم.
پس هر کدومتون یک آرزو بکنین و آرزوی سوم هم سهم خودم. اول به شوهر می گه که آرزو کنه. مردکمی فکر میکنه و میگه من میخوام تا پایان عمر ماهی 1.5 ملیون دلار حقوق بگیرم. غول میگه برای محبتی که در حق من کردی کمه. تو از الان تا آخر عمرت یک کار شاد و دوست داشتنی با بهترین بیمه و مزایا و در بهترین دفتر ها با حقوق حداقل ماهی 1.5 ملیون دلار خواهی داشت. 
بعد به زن میگه تو چی میخوای؟ زن میگه من میخوام که در تمام کشورهای دیدنی دنیا یک خونه برای خودم داشته باشم. غول میگه: این برای محبتی که تو در حق من کردی کمه. تو از الان در تمام کشورهای توریستی و زیبای دنیا ویلایی بزرگ با بهترین امکانات تفریحی و خدمه آموزش دیده خواهی داشت.
و بعد نفس عمیقی میکشه و میگه حالا نوبت منه. و رو به مرد میگه: من آرزو دارم امروز بعد از ظهر رو با همسر تو بگذرونم. 
زن و شوهر به هم نگاه میکنند. زن زیر چشمی نگاهی به هیکل سوخته و ورزیده غول میکنه و خوشحال میشه. اما با بی تفاوتی به شوهرش میگه من برام مهم نیست. هرچی تو بگی. میدونی که فقط توو بغل تو به من خوش میگذره.
مرد هم از ترس اینکه نکنه اون همه امکانات و پول از دستش بره، با اینکه قلبا راضی نبوده، میگه عزیزم من به تو اطمینان دارم. و بعد آروم تر میگه فقط نگذار خیلی بهش خوش بگذره. 
بالاخره زن و غول به طبقه بالا میرن. ... بعد از 3 ساعت نان استاپ س.ک.س . و در حالیکه هر دو خسته بودند، غول از زن میپرسه از خودت و شوهرت بگو.
زن میگه که شوهرم مدیر تجاری یک شرکت و من هم حسابدار یک فروشگاه بزرگ هستم.
غول میپرسه درس هم خوندین؟
زن با افتخار میگه بله. هر دوی ما در رشتمون مدرک مستر داریم 
غول میپرسه چند سالتونه؟
زن میگه هردوی ما 35 ساله هستیم.
غول با تعجب میگه: هر دوتون 35 ساله اید. مستر دارین و اونوقت باور میکنین که غول چراغ جادو وجودداره ؟ متاسفم براتون
منبع




نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : جادو، قول، غول، آرزو،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 9 آذر 1389 :: نویسنده : هدیه
دختر نوجوانی كه پس از فرار از خانه به خواستگار خیابانی پناه برده بود، با دست و پای بسته در زیر پل گیشا رها شد.

به گزارش «جام‌جم»، چند روز پیش والدین دختر 16ساله‌ای با حضور در شعبه اول دادیاری دادسرای جنایی تهران از فرار دخترشان شكایت كردند.

والدین این دختر به دادیار هاشمیان گفتند، دختر آنها بدون آن‌كه مشكلی در خانواده داشته باشد، با باقی گذاشتن نامه‌ای، نوشته‌ است كه به جست‌وجوی سرنوشت خود می‌رود. پس از این شكایت دادیار جنایی دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را در پلیس آگاهی صادر كرد.

با شروع تحقیقات از سوی ماموران پلیس آگاهی، در ساعات پایانی روز شنبه گذشته ماموران شهرداری هنگام نظافت شهر، در زیر پل گیشا مشاهده كردند، دست و پای دختری با طناب بسته شده و این دختر در سرما رها شده است. پس از تماس ماموران شهرداری با مركز فوریت‌های پلیسی 110 و عزیمت آنها به محل، تحقیق از این دختر آغاز و وی در برابر پرسش ماموران كه چگونه به این محل منتقل شده است، سكوت كرد.

درخواست یكصد میلیون تومانی

صبح روز بعد و در حالی كه تحقیقات در این باره ادامه داشت، والدین دختر 16 ساله كه پیش از این فرار او را به قاضی جنایی گزارش كرده بودند بار دیگر در دادسرای جنایی حضور پیدا كرده و عنوان كردند یك روز پس از فرار دخترمان فردی با ما تماس گرفته و عنوان كرده است فرزندمان را به گروگان گرفته و باید برای آزادی او 100میلیون تومان پرداخت كنیم.

مرد شاكی افزود: ابتدا تماس این فرد را جدی نگرفتیم، اما در تماس‌های بعدی و ارائه نشانی‌های دخترم متوجه شدیم، فرزندمان ربوده شده است.

در پی این اظهارات تحقیقات وارد مرحله تازه‌ای شد و از سوی دیگر ماموران كلانتری نیز برای تعیین تكلیف دختری كه با دست و پای بسته شده در زیر پل رها شده بود او را به دادسرا منتقل كردند.

با تحقیق از این دختر توسط دادیار شعبه اول دادسرای جنایی معلوم شد وی همان دختر فراری از خانه است كه فردی ناشناس در تماس با والدین این دختر برای آزادی او درخواست یكصد میلیون تومان پول كرده است.

با مشخص شدن این موضوع دختر جوان عنوان كرد: پس از فرار از خانه از سوی جوانی به نام حمید كه خواستگارم بود ربوده شدم و او قصد اخاذی از والدین مرا داشت و زمانی كه من با او مخالفت كردم، این فرد پس از بستن دست و پایم در ساعات پایانی شب مرا زیر پل رها كرد و متواری شد.

دستگیری خواستگار

درپی این اظهارات دستور دستگیری حمید (جوان خواستگار) صادر شد و با حضور ماموران در محل سكونت متهم، وی دستگیر و برای تحقیقات به دادسرای جنایی انتقال پیدا كرد. جوان متهم در تحقیقات گفت: مدتی پیش در خیابان با فریده (دختر 16 ساله) آشنا شدم، سپس این دختر به خواست خود از خانه‌شان متواری شد و نزد من آمد.

متهم افزود: فریده پس از فرار از من خواست به دلیل وضعیت خوب مالی والدینش با ادعای این‌كه او را ربوده‌ام از آنها درخواست پول كنم تا به این شیوه از آنها اخاذی كرده و با پولی كه دریافت می‌كنیم با یكدیگر ازدواج كنیم.

با اعترافات متهم، دختر نوجوان نیز اظهارات او را تایید كرد و گفت: به دلیل علاقه‌ای كه به حمید داشتم این نقشه را طراحی كردیم تا بتوانیم با پولی كه از والدینم دریافت می‌كنیم به یكی از شهرستان‌ها فرار كرده و زندگی مشترك خود را آغاز كنیم و...

با اعتراف هر دو متهم قاضی جنایی دستور قضایی را صادر كرد و تحقیق ادامه دارد.

منبع



نوع مطلب : خواندنیها و دانستنیها، 
برچسب ها : دختر فراری، آدم ربایی، اخاذی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1 آذر 1389 :: نویسنده : هدیه

1-           عمومی ترین نام در جهان محمد است.

2-           اسم تمام قاره ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می یابد.

3-           مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است.

4-           کلمه «ماشین تحریر» (TYPEWRITER) طولانی ترین کلمه ای است که می توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.

5-           چشمک زدن زنان ، تقریباً دوبرابر مردان است.

6-           شما نمی توانید با حبس نفستان ، خودکشی کنید.

7-           محال است که آرنج تان را بلیسید.

8-           وقتی که عطسه میکنید مردم به شما «عافیت باش» می گویند ، چرا که وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.

9-           خوک ها به لحاظ فیزیک بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند.

10-    وقتی که به شدت عطسه می کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.

11-   جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برف پاک کن های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.

12-   تنها غذایی که فاسد نمی شود ، عسل است.

13-   كروکودیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند.

14-   حلزون می تواند سه سال بخوابد.

15-   تمامی خرس های قطبی چپ دست هستند.

16-   در سال 1987 خطوط هوایی «امریکن ایرلاینز» توانست با حذف یک دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یک خود، چهل هزار دلار صرفه جویی کند.

17-   پروانه ها با پاهایشان می چشند.

18-   فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند.

19-   در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.

20-   بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها می ترسند که نمی توانند آن ها را بکشند.


بقیه در ادامه مطلب 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : دانستنیها، خواندنیها،
لینک های مرتبط :