تبلیغات
هدیه من - آدم شدن چه مشكل !
 
هدیه من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : هدیه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 24 آبان 1389 :: نویسنده : هدیه

در روزگار دور ، پیر مرد با تنها پسرش می زیست . یک روز پسرک به دلیل کارهای ناشایست خود مورد خشم پدر قرار گرفت و پدر فریاد زد : (( پسرم تو آدم نمی شوی ! )) 

پسرک به قهر از خانه رفت و پدر را تنها گذاشت !

سال ها گذشت ...

پسرک که اینک مرد جوانی شده و به حاکمیت شهری منصوب شده بود ، یک روز عده ای از سربازانش را فرستاد تا پدرش را بیاورند . پدر به درگاه پسر وارد شد و پسر با تمسخر گفت :

(( پیر مرد به یاد داری که به من گفتی آدم نمی شوی ! حالا نگاه کن !))

پیر مرد که به دلیل کهولت سن به سختی می توانست ببیند کمی به صورت حاکم نگاه کرد و پسرش را شناخت و بی درنگ گفت :

(( آری پسرم به یاد دارم ، ولی من نگفتم که حاکم نمی شوی گفتم که آدم نمی شوی !))

در مثل فارسی آمده است که ملا  و " دانا"  شدن چقدر آسان است  وآدم  شدن چقدر مشکل.   



نوع مطلب : فرهنگ و ادب، سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : پیرمرد، ملا، آدم، حاكم،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 20 خرداد 1398 03:31 ق.ظ

I think this is among the most significant information for me. And i'm glad reading your article. But wanna remark on some general things, The site style is perfect, the articles is really nice : D. Good job, cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر