تبلیغات
هدیه من - iPhone
 
هدیه من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : هدیه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 21 آذر 1388 :: نویسنده : هدیه

apple iphoneعجب داستاینه این کار ما، امروز یک خانوم، از مشتری‌های قدیمی‌اومده بود پیشم، میگفت اومدم یکی‌ از تلفن های خوبتو بگیرم و برم، گفتم مگه ما تلفن بد هم داریم؟ گفت آره پارسال از موبایلی که ازت گرفتم راضی‌ نبودم، پرسیدم چطور مگه؟ گفت درست یک ماه بعد از اینکه تلفونو ازت گرفتم، رفته بودم حموم تلفن خیس شد، دیگه کار نکرد، بردمش تعمیر، گفتن گارانتیش از بین رفته، گفتم خانوم موبایلی که تو آب بیفته یا خیس بشه دیگه گارانتی نداره، اینکه دیگه تقصیر من نیست، من که نمیتونم به هر کی‌ تلفن میفروشم حمومشم بکنم! اما شما اگه دوست داشته باشین میتونین هر وقت خواستین برین حموم یا زیر دوش به من زنگ بزنین من در جا میام هم از مو بایلتون مواظبت می‌کنم هم پشتتونو کیسه میکشم! گفت شما که بدت نمیاد، گفتم نه خانوم آخه میدونین ما اصلا نسل اندر نسل دلاک بودیم!

گفت حالا از شوخی‌ بگذریم، اومدم یک آی فون بگیرم اونم آخرین مدلشو، با ۳۲ نمیدونم چی‌ چی‌، گفتم ۳۲ گیگا بایت حافظه، گفت احسنت خوب گفتی‌، آره همون، گفتم خانوم آی فون به درد شما نمیخوره، شما مگه چیکار می‌کنین با موبالتون که یک عالمه پول بدین آی فون بگیرین؟

 گفت نه من تعریفشو زیاد شنیدم حالا دیگه هیچکی غیر از ای‌فون چیزی نمیگیره، گفتم مگه شما میرین تو اینترنت؟ ایمیل میگیرین؟ ایمیل میفرستین؟ بازی می‌کنین؟ گفت نه اما دوست دارم ای‌فون بگیرم، گفتم از من میشنوین، دور ای‌فون رو خط بکشین، این امریکایی‌های جهانخوار، هر بلایی که نتونستن با کوکا کولا و مکدونالد سرمون بیارن میخوان حالا با ای‌فون سرمون بیارن! گفت‌ای بابا، شمام که معلومه زیاد سریال دائی جان ناپلئون دیدی! گفتم شما اصلا تا حالا ای‌فون رو دیدین؟ گفت آره، شمام خیلی‌ منو دست کم گرفتین، خیلی‌ هم دیدم دستم هم گرفتم، خیلی‌ هم خوشم اومد، گفتم خانوم هر چیز بزرگی‌ که بدن دست آدم که خوب نیست! نمیدونم این حرف من چی‌ توش داشت که خانومه یک خورده سرخ شد! گفتم منظورم اینه که، گفت منظورتو فهمیدم دیگه نمیخواد بد ترش کنی‌! حالا ای‌فون داری یا نه؟

گفتم خانوم من چیز بد دست شما نمیدم، شما بیا حرف منو گوش کن، بد نمیبینی، گفت شما که یا میخواین پشت آدمو کیسه بکشین یا چیز بزرگ بدین دست آدم! این دفعه نوبت من بود که سرخ شم! تو دلم گفتم باشه یکی‌ طلبت!

یک موبایل جلوم رو میز بود، گفتم شما بیا یکی‌ از این تلفونا وردار خیلی‌ به دردت میخوره، هرکاری هم بخوای واستون انجام میده، یک نگاه به موبایل انداخت و گفت، اه اه این چمدون چیه میخوای به من بندازی؟ من خیلی‌ از اینا بدم میاد، همه جوونا تو خیابون و ترموای و مترو از اینا دستشونو، اینا موبایله یا مونیتور؟ گفتم این تلفن خیلی‌ کارا میکنه، ویدیو میگیره، باهاش میتونین برین اینترنت، عکس میگیره، ناویگاتسیون داره…گفت این موبایل اگه آشپزی هم بکنه، خونه رو هم جارو بزنه، لباسا رو هم بشوره، بازم من همچین آشقالی رو نمیگیرم!

iphone

گفتم خانوم شما اینقدر زود تصمیم نگیرین، این موبایل رو روشن کنین، کارتتونو بذارین توش، باهاش کار کنین، بعدا تصمیم بگیرین.

گفت نه من که همون اول به شما گفتم چی‌ می‌خوام، ای‌فون، بازم میگم ای‌فون، هیچی‌ دیگم نمیگیرم، بیخودی وقت خودتون و منو تلف نکنین، هر چی‌ هم که شما بگین ای‌فون خوب نیست و به درد نمیخوره و امریکایی هست و فلان و بیسار من تصمیمم عوض نمیشه!

گفتم خانوم داستان مرگ بر امریکا و این حرفا شوخی‌ بود اما شما حالا این موبایل رو روشن نمیخاین بکنین اقلاً بگیرین دستتون یک نیگاه بهش بکنین، شاید خوشتون بیاد، گفت من نمیدونم حالا شما چه اصراری دارین که من از این تلفن خوشم بیاد!

گفتم چونکه من میدونم که شما نمیدونین که ای‌فون چیه، گفت من نمیدونم، تمام دوستام دارن، شما از کجا میدونین که من نمیشناسم؟ گفتم ممکنه پشت این تلفونو نیگاه کنین؟ تلفونو برگردوند، گفتم پشتش چی‌ نوشته؟ گفت کجاش؟ گفتم اون پایینش یک چیز نوشته، ممکنه بلند بخونین؟

شروع کرد به خوندن، ای‌فون ۳ گ س ۳۲

گفتم این چمدون همون موبایلی هست که شما کشته مردشین! حالا من نمیدونم اون چیزی ‌ که دست شما دادن، شمام خیلی‌ باهاش حال کردین چی‌ بوده اما مطمئناً ای‌فون نبوده!………

منبع





نوع مطلب : سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : آیفون، موبایل، apple،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر