تبلیغات
هدیه من - دوچرخه ...
 
هدیه من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : هدیه
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 20 مهر 1388 :: نویسنده : هدیه

بابی که پسر بچه تخس و شری بود به مادرش گفت : من واسه تولدم دوچرخه می خوام !

مادرش بهش گفت : آیا فکر می کنی حقته که دوچرخه واسه تولدت بگیریم؟!

بابی هم با پررویی گفت : آره که حقمه !

مادرش بهش گفت : پس برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطرکارهای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده...

بابی هم بلافاصله به اتاقش رفت و مشغول نامه نگاری شد :

نامه شماره یک

سلام خدای عزیز

اسم من بابی هست. من پسر خیلی خوبی هستم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی!

دوستار تو : بابی

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد.   رای همین نامه رو پاره کرد...

نامه شماره دو

سلام خدا

اسم من بابی و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده!

دوستار تو : بابی

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین بازهم پاره اش كرد...

نامه شماره سه

سلام خدا

اسم من بابی و درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول میدم که بچه خوبی باشم!!!

دوستار تو : بابی

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت : شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین بازهم پاره اش کرد و تو فکر فرو رفت...

بعد از چند دقیقه رفت به مادرش گفت : مامان جون می خوام برم کلیسا، اجازه میدی ؟!

مادرش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت : خوب برو عزیزم ولی قبل از شام خونه باش.

بابی رفت کلیسا، کمی نشست و وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مریم مقدس روقاپید و از کلیسا فرار کرد و بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت :

نامه شماره چهار

سلام خدا

مامانت پیش منه!!! اگه می خوای دوباره ببینیش باید واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی !!! بابی!





نوع مطلب : سرگرمی و طنز، 
برچسب ها : كلیسا، بچه تخس، دوچرخه،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر