سرگرمي - جوك - كليپ
|
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی |
هر لحظه به دام دگری پا بستی |
|
گفت شیخا ، هر آنچه گويی هستم |
آيا تو چنانكه می نمايی، هستی ؟ |

بنا بر نتایج تحقیقاتی جدید که توسط دانشمندان دانشگاه «گراز» (Graz) صورت گرفته است، مادهای به نام «اسپرمیدین» (که در اسپرم مردان یافت میشود) قادر است سرعت فرآیند پیری را در موجودات مختلف کاهش دهد.
ماده مورد نظر همچنین قادر است عمر موجودات مختلف نظیر مگسها، کرمها، موشها و همچنین سلولهای خون انسان را افزایش دهد؛ این ماده سلولها را در برابر تخریب محافظت میکند.
کهولت سلولها زمانی رخ میدهد که یک فرآیند طبیعی با نام «اتوفاژی» درست عمل نمیکند؛ این فرآیند وظیفه بازیافت سلولهای تخریب شده را بر عهده دارد.
نتایج تحقیقات نشان داد که اضافه کردن اسپرمیدین میتواند فعالیتهای مختلف مرتبط با پیری را تحت تاثیر قرار دهد و طول عمر موجودات را زیاد کند.
آزمایشها نشان داد که این ماده سبب افزایش عمر 30 درصدی در مگسها و افزایش عمر 15 درصدی در کرمها شده است.
در حالی که از هماکنون هیاهوی زیادی بر سر نتایج جدید دانشمندان ایجاد شده است اما تا عملی شدن این ایده و آزمایش آن بر روی انسانها راه درازی باقی مانده است.
عجب داستاینه این کار ما، امروز یک خانوم، از مشتریهای قدیمیاومده بود پیشم، میگفت اومدم یکی از تلفن های خوبتو بگیرم و برم، گفتم مگه ما تلفن بد هم داریم؟ گفت آره پارسال از موبایلی که ازت گرفتم راضی نبودم، پرسیدم چطور مگه؟ گفت درست یک ماه بعد از اینکه تلفونو ازت گرفتم، رفته بودم حموم تلفن خیس شد، دیگه کار نکرد، بردمش تعمیر، گفتن گارانتیش از بین رفته، گفتم خانوم موبایلی که تو آب بیفته یا خیس بشه دیگه گارانتی نداره، اینکه دیگه تقصیر من نیست، من که نمیتونم به هر کی تلفن میفروشم حمومشم بکنم! اما شما اگه دوست داشته باشین میتونین هر وقت خواستین برین حموم یا زیر دوش به من زنگ بزنین من در جا میام هم از مو بایلتون مواظبت میکنم هم پشتتونو کیسه میکشم! گفت شما که بدت نمیاد، گفتم نه خانوم آخه میدونین ما اصلا نسل اندر نسل دلاک بودیم!
گفت حالا از شوخی بگذریم، اومدم یک آی فون بگیرم اونم آخرین مدلشو، با ۳۲ نمیدونم چی چی، گفتم ۳۲ گیگا بایت حافظه، گفت احسنت خوب گفتی، آره همون، گفتم خانوم آی فون به درد شما نمیخوره، شما مگه چیکار میکنین با موبالتون که یک عالمه پول بدین آی فون بگیرین؟ گفت نه من تعریفشو زیاد شنیدم حالا دیگه هیچکی غیر از ایفون چیزی نمیگیره، گفتم مگه شما ...
بقیه در ادامه مطلب
يك روز صبح رييس بدون اينكه متوجه باشد زيپ شلوارش را بالا نكشيده وارد شركت شد.
خانم منشي بلافاصله بلند شد و گفت: ببخشيد رييس، آيا شما وقتي منزل را ترك كرديد درب گاراژ را بستيد؟ ![]()
رييس كه متوجه منظور منشي نشده بود به دفترش رفت و بعد از چند دقيقه متوجه موضوع شد و زيپ شلوارش را بالا كشيد و به ياد جمله طعنه آميز خانم منشي افتاد.
سپس به بهانه يك فنجان قهوه، خانم منشي را به دفترش كشاند و پرسيد:
وقتي شما ديديد كه درب گاراژ باز است آيا جگوار من را هم كه آنجا پارك شده بود ديديد؟
خانم منشي لبخندي زد و گفت: نه قربان نديدم. تنها چيزي كه ديدم يك ميني كوپر با 2 تا لاستيك كهنه بود.
![]()
پشت فرمون بودم که یه هو موبایلم زنگ خورد
الو؟...الو...؟ بفرمایید... چرا جواب نمیدین...؟!
جواب نمی داد ! ... .فقط فوت می کرد! ... گفتم : ...
اگه زشتی یه فوت کن. اگه خوشگلی دو تا...!
دو تا فوت کرد! ![]()
گفتم : ...
اگه اهل قرار گذاشتن نیستی یه فوت کن. .اگه هستی دو تا! ...
بازم دو تا فوت کرد. ! ![]()
فردا ناهار، ساعت دوازده، نایب وزرا ... اگه نه یه فوت. اگه آره دو فوت ! ...
بازم دو تا فوت کرد. ![]()
"""""""""""""""
فردا صبح در پوست خودم نمی گنجیدم . ![]()
همه فکر و ذکرم قرار ناهارم بود ...! ![]()
با اشتیاق دوش گرفتم ، بهترین ادوکلنم رو زدم ،.و شیک ترین لباسمو پوشیدم ...
از خونه که داشتم می رفتم بیرون ، زنم صدام کرد...
عزیزم ناهار می آی خونه؟
نه عزیزم ، امروز ناهار یه جلسه مهم با هیئت مدیره داریم. ![]()
زنم گفت : ...
اگه می خوای گردنتو بشکنم یه فوت کن ...! ![]()
![]()
اگه می خوای پاتو قلم کنم، دوتا ... !!! ![]()

بر امر خداوندگار بصیر علی بر همه مؤمنان شد امیر
امیری سرافراز و فرخ تبار امیری امین و خبیر و مدیر
امیری که شاهان همه بندهاش امیری که بد مصطفی را وزیر
امیری که کوهی است خاک رهش نه کوهی که عالم ز خرد و کبیر
چو نوشید از بادة مهر شاه برآورد چون عندلیبی صفیر
بشارت همی داد بر دوستان به آواز خوش نغمه دلپذیر
مبارک بگوئید یاران به هم لیالی و ایام عید غدیر
نقاشیهای سه بعدی بسیار زیبا
|
|
|
|
برای دیدن بقیه تصاویر زیبا به ادامه مطلب بروید.
------------------------------
کمپانی BMW که هیچگاه بدون سورپرایز نمی باشد و هر بار خودروی جدید را رو نمایی می کند این بار هم مثل همیشه شاهکاری دیگری را دارد.
BMW VISION که نام خودرو جدید BMW می باشد که ترکیبی از دو موتور الکتریکی و سه موتور توربو دیزیلی می باشد که قدرتی برابر با 365 اسب بخار را دارد. شتاب یک تا صد این خودرو 4.8 ثانیه می باشد. نکته قابل توجه این خودرو مصرف آن می باشد که در هر 100 کیلومتر 3.76 لیتر می سوزاند. باور نکــــــردنیه !!!
بقيه عكسها در ادامه مطلب

خوردن پیاز هم خواصی دارد که در زیر میخوانید :
از پیاز به عنوان یك داروی ضدعفونی كننده استفاده می شود. مالیدن آب پیاز به صورت از ایجاد لكه ها جلوگیری می كند. و از مخلوط آب پیاز و عسل می توان به عنوان یك كرم ضد چروك استفاده كرد.
پیاز سرشار از ویتامین C، کلسیم، منیزیم، فسفر، پتاسیم، سدیم، گوگرد و اسید فولیک و مقدار کمی آهن، مس و روی است که تاکنون تحقیقات زیادی برای اثبات خواص آن صورت گرفته است.
پیاز و پوكی استخوان
خوردن پیاز در پیشگیری از پوکی استخوان مؤثر است؛ چرا که پیاز با جلوگیری از کاهش مواد معدنی به ویژه کلسیم موجود در سلولهای استخوانی از بروز پوکی استخوان جلوگیری میکند.
پژوهشگران دانشگاه برن سوئیس، تركیبی در پیاز شناسایی كرده اند كه از كاهش حجم استخوان و پوكی آن جلوگیری می كند. این ماده در پیش گیری در كاهش نیافتن مواد مصرفی ـ به ویژه كلیة سلول های استخوانی ـ تأثیر زیادی دارد.
پیاز، قند خون و كلسترول را پایین می آورد.
پیاز یكی از گیاهان بسیار قدیمی است كه انسان آن را شناخته و در غذای خود استفاده می كرده است در كتاب های پزشكان مسلمان قدیم از پیاز به سبب داشتن الیاف و ویتامین ها و فلزات به عنوان داروخانه ای كامل نامبرده شده است.
خواص پیاز
بوی آن میكروب های مضر را از بین می برد.
قند خون را كاهش می دهد.
از ابتلا به سكته جلوگیری می كند.
قلب را فعال می كند و ...
آورده اند مردی بود که پیوسته تحقیقِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت، هیچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و كتاب " حیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.
مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زنان در حد حصر نیاید . پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته یِ او شد. در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..
زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت: تدبیر چیست؟ گفت: برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوی.
گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد. و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی!
زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت: اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی ...
مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش . * مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :
" لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."
پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟
گفت: توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت ِ شما زیادت از آن باشد که در حد تحریر در آید.